یه آدم تو نیمه ی راه
تو دلش یه عا لمه آه
توی جاده دل پریشون
تو شبا منتظرماه
یه دفعه یه نور امید
از بالا تو آسمونها
می تابه رو قلب خسته اش
رنگش از رنگین کمونها
حالا اون سقوط رنجو
با چشاش داره می بینه
از دل روزای رفته
خاطراتشو می چینه
توی کوچه ها می پیچه
عطر شعر عاشقونه
از هوای تازه ی دل
می خونه چه بی بهونه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 22:59  توسط ...
