تبليغاتX
یک قدم تا انتها ... -

یک قدم تا انتها ...

من گر سکوت خویش را می دانستم زندگی پر بود از فریاد من

 

تو رفتی و دو چشمانم به در ماند


سکوت سرد سایه تا سحر ماند


سکوتی تلخ و اندوه بار غمگین


لبانم تا سحر بی همسفر ماند


ز شادی های سبز با تو بودن


برایم شاخه ای بی برگ و بر ماند


تو رفتی و ندانستی که بی تو


خیالت تا ا بد در قلب من ماند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 22:58  توسط ...