تبليغاتX
یک قدم تا انتها ... -

یک قدم تا انتها ...

من گر سکوت خویش را می دانستم زندگی پر بود از فریاد من

کسی را که خيلی دوست داری زود از دست می دهی

 
پيش از آنکه خوب نگاهش کنی , پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ,


پيش از آنکه همه ي لبخند هايت را به او نشان بدهی ,


مثل پروانه ای زيبا , بال ميگيرد و دور مي شود ,


فکر مي کردی مي توانی تا آخرين روزی که زمين به دور خود مي چرخد و

خورشيد از پشت کوهها سرک مي کشد در کنارش باشی .


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 22:42  توسط ...